أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
557
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
است . جالينوس [ مىگويد كه ] پنجمى از بيرون صاف و از درون زبر و ناهموار است ، مزهء تند و سوزان دارد و از همه تندتر است . ديسقوريدس [ خاطرنشان مىكند كه ] آن شبيه قارچ 16 است ، از بيرون صاف و از درون زبر و ناهموار است ، به سنگ پا مىماند و بو ندارد . پولس « كف دريا » را صدف سيبيا 17 مىنامد و مىگويد كه جانشين آن سنگ پاست . ( 1 ) . به عربى - « كف دريا » . مادهاى كه ديوسكوريد از آن به نام ياد مىكند ، چنين ناميده شده است ؛ ديوسكوريد ، V ، 100 . برخى از پژوهشگران مىپندارند كه الكيون ديوسكوريد مخلوطى از اسفنج ، جلبكها و مرجانهاست كه دريا به بيرون پرتاب كرده است ؛ سراپيون ، 534 ؛ ابن سينا ، 32 و 222 ؛ ميمون ، 141 . لكن بيرونى مىگويد كه « كف دريا » صدف حيوانى است كه در درياى عمان ديده مىشود . او سپس اين حيوان را توصيف مىكند و از اين توصيف برمىآيد كه سخن بر سر « Sepia officinalis » از نرمتنان دريايى ده بازو است . بيرونى در پايان عنوان نام يونانى اين حيوان - را مىآورد . Forskal ( سدهء هجدهم ) نيز مىپنداشت كه « كف دريا » صدف درونى ( l'os de seiche ) است ؛ نك . سراپيون ، 534 . افزون بر آن ، مهيرهوف اطلاع مىدهد كه داروگران قاهره و مراكش « كف دريا » را در زمان ما با مادهاى به نام لسان البحر ( « زبان دريا » ) يكسان مىدانند و آن صدف درونى سيبياست ؛ ميمون ، 141 و 214 . ( 2 ) . القيونيا - يونانى ؛ ديوسكوريد ، V ، 100 ؛ I , Dozy ، 578 . ( 3 ) . اقونيا ، ظاهرا تحريف واژهء پيشين است . نسخهء فارسى : اقروبونيا و اقرون . ( 4 ) . رعتاديمّا ، قس . بر بهلول ، 19 179 . ( 5 ) . اسقا ( ؟ ) . ( 6 ) . گفراديمّا ، قس . بر بهلول ، 15 472 . ( 7 ) . سمدرپين . نك . Platts ، 675 : samudr - phen . ( 8 ) . كفك دريا ، قس . II , Vullers ، 852 : كف دريا . ( 9 ) . خزف حيوان فى بحر عدن ، اين جمله در Picture ، 121 درج شده است . ( 10 ) . ذو اربع ، منظور به اصطلاح « دستهاى » حيوان است . ( 11 ) . به صدف آهكى درونى اشاره دارد . بيرونى سپس اين « استخوان » را صدف مىنامد . ( 12 ) . منظور رنگ قهوهاى تيرهء پايدارى است كه از غدهاى در بدن حيوان مىتراود . ( 13 ) . واژهء نامفهوم الجعس . ( 14 ) . ديوسكوريد ، V ، 100 . ( 15 ) . نسخهء الف : المسك المنتن - « مشك بدبو » ، بايد خواند السمك المنتن . ابن سينا ، 222 : مسك سهك ، اما كازرونى مفسر « قانون » ابن سينا ( ورق 105 الف ) مىنويسد كه در برخى نسخههاى قانون « سمك زهك » ( ماهى گنديده ) نوشته شده كه به عقيده وى محتملتر است . ديوسكوريد ، V ، 100 :